آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
پيشگفتار 21
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
سرانجام اين جانب تصميم گرفتم كه چند خواننده ، مطالب كتاب را بخوانند و نظر خود را بگويند . از ميان اقوام ، افرادى كه ابراز اشتياق براى خواندن كتاب كردند ، اديب و خطاط توانا جناب آقاى محمد على ميرخانى « 1 » و سركار خانم كياندخت ميرخانى « 2 » بودند ، و از دوستان : نويسندهء محترم و توانا ، محقق تاريخ كرد جناب آقاى محمد على سلطانى و خطاط و هنرمند موفق و خوشتوفيق ، سركار خانم فريبا مقصودى ، تمام كتاب و يا جاى جاى آن را مطالعه كرده و همگى ، آن را مفيد ، جالب و جذّاب دانستند و چاپ كردن هرچه زودتر آن را پيشنهاد دادند . چندى بعد سركار خانم دكتر طاهره صفارزاده با ديدن كتاب ، اعلام كردند كه حاضرند ويراستارى آن را به عهده بگيرند و چون خود مشغول كار سترگ و بىسابقهء ترجمهء توأمان فارسى و انگليسى قرآن حكيم بودند ، ترجيح دادم وقتشان را نگيرم و كارى بر كارهاى بىشمار ايشان نيفزايم . سركار خانم دكتر معصومه نور محمدى چون كتاب را ديدند ، اشاره به مقطع تاريخى استبداد صغير را يادآورى و توصيه نمودند . اين بنده قبل از هرچيز به شخصيت مؤلف در برخورد با مسائل ، اعم از مسائل عاطفى و منطقى ، فردى و اجتماعى ، مذهبى و سياسى توجه دارم زيرا اين برخوردها همواره با دقت و تيزبينى و نقد و بررسى توأم است ، و گاه در حوزههاى دينى و شرعى به صورت امر به معروف و نهى از منكر استدلالى بروز مىكند كه دفاع از مشروعيت مشروطيت بهترين نمونهء آن است . بخشى از خاطرات كتاب ، حال و هواى نويسنده را در زيارتهاى عارفانه و عاشقانهاش نشان مىدهد و نيز طبع شعر وى را ، كه جاىجاى به مناسبت ابياتى سروده و ناى طبع را نوا بخشيده است . نثر سرشار از تپش ، جذاب و شيرين كتاب ، نشانگر شور
--> ( 1 ) . فرزند شادروان « استاد حسن ميرخانى » يكى از ناموران خطّهء خوشنويسى ايران . ( 2 ) . دومين نوهء مولف ، صبيه بزرگ شادروان دكتر سيد ذبيح اللّه ميرخانى و همسر شادروان دكتر سيد احمد جهانشاهى ، ( چشم پزشك )